تبلیغات
نوشته های حقیقی

نوشته های حقیقی
فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم/ بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم

اول به نام خدا

اول به نام خدا بعدش برای بهترین دوستم!

اول به نام خدا بعدش برای بهترین دوستم که بهم مهربونی رو یاد داد!

اول به نام خدا بعدش برای بهترین دوستم که بهم مهربونی رو یاد داد که بعدش یادم افتاد آدمای واقعا خوب چقدر کم هستن تو این دنیا!

اول به نام خدا بعدش برای بهترین دوستم که بهم مهربونی رو یاد داد که بعدش یادم افتاد آدمای واقعا خوب چقدر کم هستن تو این دنیا ! آخه نگاهش بدنیا یه جور دیگه بود!یه چیز دیگه بود!

اول به نام خدا بعدش برای بهترین دوستم که بهم مهربونی رو یاد داد که بعدش یادم افتاد آدمای واقعا خوب چقدر کم هستن تو این دنیا ! آخه نگاهش بدنیا یه جور دیگه بود!یه چیز دیگه بود!اون موقع ها نفهمیدم چی میگفت و کی هست و نیست!

اول به نام خدا بعدش برای بهترین دوستم که بهم مهربونی رو یاد داد که بعدش یادم افتاد آدمای واقعا خوب چقدر کم هستن تو این دنیا ! آخه نگاهش بدنیا یه جور دیگه بود!یه چیز دیگه بود!اون موقع ها نفهمیدم چی میگفت و کی هست و نیست! به افتخارش که بهم فهموند عشق چی بود و من چی فکر میکردم!

اول به نام خدا بعدش برای بهترین دوستم که بهم مهربونی رو یاد داد که بعدش یادم افتاد آدمای واقعا خوب چقدر کم هستن تو این دنیا ! آخه نگاهش بدنیا یه جور دیگه بود!یه چیز دیگه بود!اون موقع ها نفهمیدم چی میگفت و کی هست و نیست! به افتخارش که بهم فهموند عشق چی بود و من چی فکر میکردم!بعدشم معلوم شد عاشق واقعی کیه و من....!

اول به نام خدا بعدش برای بهترین دوستم که بهم مهربونی رو یاد داد که بعدش یادم افتاد آدمای واقعا خوب چقدر کم هستن تو این دنیا ! آخه نگاهش بدنیا یه جور دیگه بود!یه چیز دیگه بود!اون موقع ها نفهمیدم چی میگفت و کی هست و نیست! به افتخارش که بهم فهموند عشق چی بود و من چی فکر میکردم!بعدشم معلوم شد عاشق واقعی کیه و من....!به سلامتیش که هرچی بود و شد از من ناقص بود رو بخشید!

اول به نام خدا بعدش برای بهترین دوستم که بهم مهربونی رو یاد داد که بعدش یادم افتاد آدمای واقعا خوب چقدر کم هستن تو این دنیا ! آخه نگاهش بدنیا یه جور دیگه بود!یه چیز دیگه بود!اون موقع ها نفهمیدم چی میگفت و کی هست و نیست! به افتخارش که بهم فهموند عشق چی بود و من چی فکر میکردم!بعدشم معلوم شد عاشق واقعی کیه و من....!به سلامتیش که هرچی بود و شد از من ناقص بود رو بخشید!بعد هم گفت یعنی تو منو نمیشناسی نمیدونی بدل نمیگیرم!!!

اول به نام خدا بعدش برای بهترین دوستم که بهم مهربونی رو یاد داد که بعدش یادم افتاد آدمای واقعا خوب چقدر کم هستن تو این دنیا ! آخه نگاهش بدنیا یه جور دیگه بود!یه چیز دیگه بود!اون موقع ها نفهمیدم چی میگفت و کی هست و نیست! به افتخارش که بهم فهموند عشق چی بود و من چی فکر میکردم!بعدشم معلوم شد عاشق واقعی کیه و من....!به سلامتیش که هرچی بود و شد از من ناقص بود رو بخشید!بعد هم گفت یعنی تو منو نمیشناسی نمیدونی بدل نمیگیرم!!!آخه اونقدر دیدش بزرگ بود که خودشو به زمین و آدماش محدود نکنه!

اول به نام خدا بعدش برای بهترین دوستم که بهم مهربونی رو یاد داد که بعدش یادم افتاد آدمای واقعا خوب چقدر کم هستن تو این دنیا ! آخه نگاهش بدنیا یه جور دیگه بود!یه چیز دیگه بود!اون موقع ها نفهمیدم چی میگفت و کی هست و نیست! به افتخارش که بهم فهموند عشق چی بود و من چی فکر میکردم!بعدشم معلوم شد عاشق واقعی کیه و من....!به سلامتیش که هرچی بود و شد از من ناقص بود رو بخشید!بعد هم گفت یعنی تو منو نمیشناسی نمیدونی بدل نمیگیرم!!!آخه اونقدر دیدش بزرگ بود که خودشو به زمین و آدماش محدود نکنه!خوب دریای آب که تو کوزه جا نمیشه!

اول به نام خدا بعدش برای بهترین دوستم که بهم مهربونی رو یاد داد که بعدش یادم افتاد آدمای واقعا خوب چقدر کم هستن تو این دنیا ! آخه نگاهش بدنیا یه جور دیگه بود!یه چیز دیگه بود!اون موقع ها نفهمیدم چی میگفت و کی هست و نیست! به افتخارش که بهم فهموند عشق چی بود و من چی فکر میکردم!بعدشم معلوم شد عاشق واقعی کیه و من....!به سلامتیش که هرچی بود و شد از من ناقص بود رو بخشید!بعد هم گفت یعنی تو منو نمیشناسی نمیدونی بدل نمیگیرم!!!آخه اونقدر دیدش بزرگ بود که خودشو به زمین و آدماش محدود نکنه!خوب دریای آب که تو کوزه جا نمیشه!چون اونقدر برای عزیز بود و ارزش داشت که دارم مینویسم برای همون دوستم تا بدونه که چقدر برام عزیزه!

تا بدونه چقدر دوستش دارم!

آخه دوست داشتن هم از اون درسایی بود که بهم یاد داد!




طبقه بندی: یکم عاطفی، یکم خودم،
[ پنجشنبه هفدهم آذرماه سال 1390 ] [ 10:00 قبل از ظهر ] [ ابراهیم عطائی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام!
به نوشته های حقیقی خوش آمدین!
ابراهیم عطائی هستم منجم آماتور و مدرس تازه کار نجوم! یه جورایی عشق آسمان شب! با کلی آرزوهای ریز و درشت که تو سرم بالا و پایین می پرن!!
اینجا هم که قدم رنجه کردین وبلاگ شخصی من هست!! که البته مدت ها با نام میرزا بهارالدین توش مطلب میزاشتم!!! اینجا هر دلنوشته ای پیدا میشه از اجتماعی تا حالا و هوای خودم تا خدایی تا نجومی تا ....!
خوبیش هم اینه ک دل نوشته هست و همه چیزش از خودمه!!! برداشت خود خود خودم!!!!
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب