تبلیغات
نوشته های حقیقی

نوشته های حقیقی
فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم/ بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم

مرا عفو کنید

اگر گاه سرد بودم و گاه بیش از ادب گرم

مرا عفو کنید

اگر بیگاه خشن بودم و بیگاهی دیگر بی تفاوت

مرا عفو کنید

اگر در عبور عمر گزندی از من به شما رسید

مرا عفو کنید چون ....

چون سفر نزدیک است ....

مرا عفو کنید تا کوله ام را با آرامش خاطر بربندم چرا که ....

چرا که سفر نزدیک است....

باید بروم زیرا .....

زیرا سفر نزدیک است.......

صدای خواندنش را میشنوم!

باید بروم .....

سفر نزدیک است!

در دنیای من ......

 تا بود خنده بود،تا بود هم گریه !

تا بود شادی بود،تا بود هم غم !

تا بود مهرورزی بود،تا بود هم سنگ !

تا بود وصال بود،تا بود هم فراغ !

تا بود پیروزی بود،تا بود هم شکست!

تا بود کامیابی بود، تا بود هم ناکامی !

تا بود داستان های عاشقانه بود، تا بود هم روایات عارفانه!

تا بود زندگی بود،تا بود هم مرگ !

صدای خواندنش را میشنوم.....

مرا به خود می خواند!

عفو کنید.....

سفر نزدیک است!




طبقه بندی: یکم اون بالا، یکم خودم،
[ سه شنبه هشتم آذرماه سال 1390 ] [ 11:10 قبل از ظهر ] [ ابراهیم عطائی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام!
به نوشته های حقیقی خوش آمدین!
ابراهیم عطائی هستم منجم آماتور و مدرس تازه کار نجوم! یه جورایی عشق آسمان شب! با کلی آرزوهای ریز و درشت که تو سرم بالا و پایین می پرن!!
اینجا هم که قدم رنجه کردین وبلاگ شخصی من هست!! که البته مدت ها با نام میرزا بهارالدین توش مطلب میزاشتم!!! اینجا هر دلنوشته ای پیدا میشه از اجتماعی تا حالا و هوای خودم تا خدایی تا نجومی تا ....!
خوبیش هم اینه ک دل نوشته هست و همه چیزش از خودمه!!! برداشت خود خود خودم!!!!
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب