تبلیغات
نوشته های حقیقی

نوشته های حقیقی
فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم/ بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم

با این همه حال

با این که یه مدت از همه قهر کردم

با این که داره از زمین و زمان و بالا و پایین واسمون می باره

اما بازم ته دلم یه جورایی روشنه

به قولی:

روزی خواهم آمد

و فریاد سر خواهم داد

ای سبدهاتان پرخواب

سیب آوردم

سیب سرخ خورشید




طبقه بندی: یکم عاطفی، یکم خودم،
[ یکشنبه نوزدهم دیماه سال 1389 ] [ 11:30 قبل از ظهر ] [ ابراهیم عطائی ] [ نظرات ]

جریان ورق ورق شدن مشاوران رو که به خاطر دارید؟!

چمران یکی از مثلا مشاوران رئیس جمهور گفت بابا من اصلا مشاور نبودم که بخوام بر کنار بشم

ای بابا!!!!!!!

این اصل تغییر و  هماهنگی با آفرینش هم چه غوغایی داره به پا می کنه!!!!!!!




طبقه بندی: یکم جدی،
[ شنبه هجدهم دیماه سال 1389 ] [ 09:14 قبل از ظهر ] [ ابراهیم عطائی ] [ نظرات ]

الو الو

صدام میاد؟!؟!

میرزا داره صحبت می کنه

مطمئنین صدام میاد؟

ولی من اینطور فکر نمی کنم!

دو روز تمام هستش دارم تو گوش یکی داد میزنم

صدام رو نمی شنوه!!!!!

میگه می خوام تنها باشم

خدا برام کافیه!

حرفشم درسته

خدا واسه ی هممون کافیه

از سرمون هم زیاده

به قول بچه های ریاضی شرط لازم و کافی فقط خداست

یا به قول خودم خدا بخواد هر احتمال صفری برابر یک میشه

اما

با این همه حال دلش گرفته

با این کارش من رو هم داره بر می گردونه به سر خونه ی اولم

همون خونه ای که چند روز پیش توش بودم

نباید به تنهایی عادت کنه

خدا اون رو میون یه جامعه خلق کرده که بره و با مردم باشه

بره و تنها نباشه

من که نمی تونم بود و نبودم رو بهش گزارش بدم همیشه که

اومدیم و من به دقیقه دیگه سرم و گذاشتم و مردم

اون موقع چی جوری باید بهش بگم که من مردم

خوب نمی فهمه بعدش آه و نالش میشه توشم تو اون دنیا

که چرا بنده ی ما رو ناراحت می کنی؟؟

میگه اگه از تنهایی در بیام دوباره تنها میشم و بر می گردم سر خونه ی اول

حرفش اصلا درست نیست

من اون رو دوسش دارم

اگه براش اهمیت قائل نبودم واسم مهم نبود که الان داره چی کار می کنه

اما حالا واسم مهمه

ولی نمی دونم چی باید بگم در جواب این حرفش

خداییش تو این یکی کم آوردم

حالا که شما داری این ارسال رو می خونی

برو تو بخش نظرات و کمکش کن

رهنماییش کن

باهاش صحبت کن بلکه از خر شیطون بیاد پایین

مطمئنم اونم نظرت رو می خونه

ممنونم

میرزا بهار

 

 




طبقه بندی: یکم اون بالا، یکم عاطفی، یکم خودم،
[ شنبه هجدهم دیماه سال 1389 ] [ 08:59 قبل از ظهر ] [ ابراهیم عطائی ] [ نظرات ]

دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم

و اندر این کار دل خویش به دریا فکنم

از دل تنگ گنه کار برآرم آهی

کاتش اندر گنه آدم و حوا فکنم

خورده ام تیر فلک باده بده تا سرمست

عقده در بند کمر ترکش جوزا فکنم

جرعه ی جام بر این تخت روان افشانم

غلغل چنگ در این گنبد مینا فکنم




طبقه بندی: یکم خودم،
[ پنجشنبه شانزدهم دیماه سال 1389 ] [ 08:47 قبل از ظهر ] [ ابراهیم عطائی ] [ نظرات ]

امروز

نمیدونم روز چندم قطع ارتباطات هستش

نشمردم

دل و دماغشو ندارم

دیشب بعد از جلسه قرآن خیلی فکر کردم

به جایی نرسیدم

فقط ترسیدم

یه مرتبه هول برم داشت

دفتر خاطراتم رو بستم

رفتم یکم درس بخونم

یه یک ساعتی هم درس خوندم

دوباره رفتم تو فکر

بازم ترسیدم

دلم لرزید

ولی یه چیزی یادم اومد که از این ستون به اون ستون فرجه

یکم آروم شدم

صلاح کار دست خداست

خدا به خیر کنه




طبقه بندی: یکم اون بالا، یکم خودم،
[ چهارشنبه پانزدهم دیماه سال 1389 ] [ 10:46 قبل از ظهر ] [ ابراهیم عطائی ] [ نظرات ]

خدایا!!!!

اینجا کجاست؟!

کجا آوردیم؟!

اینا چیه بهم دادی؟!؟!

................


ادامه حرفم

طبقه بندی: یکم اون بالا، یکم خودم، یکم جدی،
[ سه شنبه چهاردهم دیماه سال 1389 ] [ 10:38 قبل از ظهر ] [ ابراهیم عطائی ] [ حرف دل تو ]

خدا بگم با این مملکت چی کار کنه

همش باید بشیم جک واسه بقیه

بابا خدایی زده به سرش

خبر زیر رو از رادیو فردا گرفتم

وقتی خوندیش بهم حق میدی

<< دفتر ریاست‌جمهوری ایران روز یکشنبه در وب‌سایت خود از برکناری هم‌زمان و ناگهانی ۱۴ مشاور ارشد محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور اسلامی ایران، خبر داد ولی دلیلی برای این تصمیم ذکر نکرد.

مهدی کلهر، مشاور پیشین رسانه‌ای رئیس جمهور که خود یکی از مشاوران برکنار شده‌است با تأیید این خبر به خبرگزاری مهر گفت که از دلیل چنین تصمیمی بی‌اطلاع است.

وی در این باره افزود: «دیروز حکم تقدیر و قدردانی از من و ۱۳ تن از مشاوران دیگر رئیس جمهور و پایان همکاری ما با نهاد ریاست جمهوری به عنوان مشاور ابلاغ شد.»

پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست‌جمهوری نام افراد برکنار شده را اینگونه ذکر کرده‌است:مجتبی رحماندوست (مشاور در امور ایثارگران)، ابوالفضل توکلی بینا (مشاور امور اصناف و بازرگانی)، محمدرضا اعتمادیان (مشاور امور اصناف و بازرگانی)، کاظم وزیری هامانه (مشاور امور نفت و گاز)، محمد ستار وفایی، مهدی چمران (مشاور امور شوراها)، محمد رویانیان، علی منتظری، مهدی شهید کلهر (مشاور رسانه‌ای)، علی‌اصغر زارعی (مشاور فرهنگی)، مهدی مصطفوی، داود دانش جعفری (مشاور عالی اقتصادی)، علی اکبری (مشاور امور جوانان) و سوسن کشاورز (مشاور امور تعلیم و تربیت).

مهدی کلهر درباره این تصمیم افزوده‌است: «البته این برکناری تنها شامل منصب مشاوری است و به عنوان مثال آقای رویانیان به عنوان رئیس ستاد مدیریت حمل و نقل و سوخت و همچنین خود من نیز به عنوان عضو فرهنگستان هنر همچنان مشغول خدمت هستم.»

سایت خبری مشرق، نزدیک به اسفندیار رحیم مشایی، رئیس دفتر محمود احمدی‌نژاد، در خبری در این باره نوشت: «برخی منابع با اشاره به ناکارآمدی برخی مشاوران رئیس جمهور از این اقدام به عنوان سبک‌سازی ضروری در دولت یاد می‌کنند.»

این سایت افزود: «همچنین گفته می‌شود رئیس جمهور در احکام جداگانه‌ای سید احمد موسوی، سفیر ایران در سوریه را به عنوان مشاور خود در امور فلسطین و حمید مولانا را به عنوان مشاور امور بین‌الملل خود منصوب کرده‌است.»

برکناری ناگهانی ۱۴ مشاور ارشد ریاست‌جمهوری پس از آن صورت می‌گیرد که در حدود سه هفته پیش، محمود احمدی‌نژاد در اقدامی ناگهانی، منوچهر متکی، وزیر خارجه خود را در حالی که در مأموریت خارجی در کشور سنگال به‌سر می‌برد عزل کرد.

منوچهر متکی از شیوه برکناری خود ابراز ناخرسندی کرده و به رسانه‌ها گفت که خبر برکناری خود را از مقام های سنگالی شنیده است.>>

حالا باز خوبه واسه این یه دلیلی بوده فقط نمی دونم چرا همشون ناگهانی هستش

حالا می خواین مشاورین سابق رو ورق یزنین تا با آفرینش هماهنگ بشن مختارین ولی حداقل یه خبر قبلش بدین تا بنده خداها سکته نکنن!!!!!!




طبقه بندی: یکم جدی،
[ دوشنبه سیزدهم دیماه سال 1389 ] [ 01:46 بعد از ظهر ] [ ابراهیم عطائی ] [ نظرات ]

سلام

یه مدتی هست که دارم اینجا زندگی می کنم

منظورم رو زمین هستش

خدا شیطون رو لعنت کنه که جدمون رو گول زد آوردش اینجا

شاید اگه اون موقع فریب شیطان رو نمی خوردن الان همه ی ما داشتیم تو بهشت زندگی می کردیم

حالا هم که اومدیم تو زمین

از وقتی اومدم یه سری قوانین بود که باید قبولشون می کردم که کردم

یه سری قوانین هم هستن که خودم برای خودم اونا رو وضع کردم

اما الان دیگه خسته شدم

هر کار می کنم جای یه جواب درست یه جواب نادرست می گیرم

همه چی به هم تاب می خوره

حالا منم دارم می رم تو ریگزار زمینی ها

میرم که قاطی سنگ و سنگ ریزه ها بشم

اینجوری از قید تمام قوانین خودم آزاد میشم

از دنیا که نمیشه برید تا ملک الموت رو ملاقات کنم

اما از آدمای زمینیش میشه برید

راه حلش رو یاد دارم

همیشه همین کار رو می کنم

حالا می خوام ببرم

می خوام برم یکی با آرامش زندگی کنم.

حالا تا کی الله اعلم!!!!!!!!!!!!!!!!




طبقه بندی: یکم خودم،
[ یکشنبه دوازدهم دیماه سال 1389 ] [ 06:13 بعد از ظهر ] [ ابراهیم عطائی ] [ نظرات ]

همه فکر می کنن با پیشرفت تکنولوژی همه چیز آسون تر شده

اما من می گم همه چیز نه

با پیشرفت تکنولوژی بعضیا یا شاید هم همه ی مردم دارن یه چیزی رو ماست مالیش می کنن

اونم همین احوال پرسی از همدیگست

فکر میکنن که چت کردن و نامه فرستادن و زنگ زدن و پیامک دادن کار دیدن و دید بازدید رو می کنه

حتی همون ها رو هم درست انجام نمی دن

زنگ نمی زنن اما تک میزنن

این خوب نیست

امروز یکی که خیلی دوسش دارم بهم زنگ زد

خیلی خوشحال شدم

گوشی رو برداشتم و با خوشحالی تمام بهش سلام کردم اما اون بلافاصله ارتباط رو قطع کرد

فهمیدم فقط می خواسته تک بزنه

یعنی ارزش من بی ارزش در حد همون تک هستش نه بیشتر

اما ارزش اون از این حرفا خیلی بیشتره

حتما در اولین فرصت مناسب بهش زنگ میزنم و به دیدنش می رم

درسته که اینجا دل میرزا خیلی تنگه

درسته که میرزا اصلا شرایط خوبی نداره

درسته که میرزا نمی دونه با این همه بلا ( یا شاید رحمت؟!) باید چی کار کنه

اما این رو می دونه که بالاخره تموم میشه!!!!!

میرزا از این یکی مطمئنه!!!!!!




طبقه بندی: یکم عاطفی، یکم خودم، یکم جدی،
[ پنجشنبه نهم دیماه سال 1389 ] [ 11:26 بعد از ظهر ] [ ابراهیم عطائی ] [ نظرات ]

میرزا یه بنده خدایی هستش

سواد نداره

عقلش و دلش یکی هست

یه عالم دیکه زندگی می کنه

این دنیایی ها می گن طرف خیلی سادست

شیرین عقله!!!!

میرزا سیاست نمی دونه

نمی دونه اینا خوبه یا بد

اما یه ویژگی داره که هر چی به دلش کارساز میشه میگه

الان یکی گفت آروم باش و فقط از میرزا بگو

میرزا داره از خودش میگه

دل میرزا واسه آسمونی ها یه ذره شده

ای کاش تندتر درسش تموم بشه و بتونه برگرده آسمون

آخه میرزا هم خسته هست

میرزا می خواد برگرده آسمون تا بتونه استراحت کنه

بخنده و شاد باشه و دیگه چیزی نگه........




طبقه بندی: یکم خودم،
[ سه شنبه هفتم دیماه سال 1389 ] [ 12:19 قبل از ظهر ] [ ابراهیم عطائی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 7 :: ... 3 4 5 6 7

درباره وبلاگ

سلام!
به نوشته های حقیقی خوش آمدین!
ابراهیم عطائی هستم منجم آماتور و مدرس تازه کار نجوم! یه جورایی عشق آسمان شب! با کلی آرزوهای ریز و درشت که تو سرم بالا و پایین می پرن!!
اینجا هم که قدم رنجه کردین وبلاگ شخصی من هست!! که البته مدت ها با نام میرزا بهارالدین توش مطلب میزاشتم!!! اینجا هر دلنوشته ای پیدا میشه از اجتماعی تا حالا و هوای خودم تا خدایی تا نجومی تا ....!
خوبیش هم اینه ک دل نوشته هست و همه چیزش از خودمه!!! برداشت خود خود خودم!!!!
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب